الشيخ أبو الفتوح الرازي

273

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

كه وصف ندانم كردن . گفتم : يا بن رسول اللَّه ! دستور باشى ( 1 ) تا مسايلى و مشكلاتى كه مرا هست از تو بپرسم چنان كه از پدرت پرسيدمى ؟ گفت : بپرس از هر چه خواهى . من از او بسيار مسايل پرسيدم . همه را جواب گفت . آنگه گفت : عليك بالكتمان فان اذعت فهو الذّبح ، پوشيده دار و الَّا كشتن بود . گفتم : يا بن رسول اللَّه ! شيعه پدرت فرو مانده‌اند . دستور باشى ( 2 ) كه ايشان را هدايت كنم بنزديك تو ؟ گفت : اگر كسى باشد كه از او رشدى بينى ، اوّل از او عهد و پيمان بستان بر كتمان و تقيّه ، چه اگر آشكارا كنند اين حديث ذبح باشد ، و اشار بيده الى حلقه ، و به دست اشاره كرد به حلق . من بيرون آمدم و اصحاب را ديدم . مرا گفتند : ما وراك ؟ چيست از پس تو ؟ گفتم : الهدى ، ره راست . و قصّه با او بگفتم . آنگه بتدريج اصحابان ( 3 ) صادق - عليه السلام - بنزديك او مىشدند ، تا بر او جمع شدند . و اين خبر براى اين آوردم تا بدانند كه سيرت ائمه ما - عليهم السلام - در عهد ظلمه بنى اميّه و بنى العبّاس تقيّه بوده است الا عند ايناس الأمن و الرّشد . * ( وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّه نَفْسَه ) * ، اى ايّاه ، خداى ( 4 ) تعالى تحذير مىكند شما را از خود يعنى از عقاب و معاصى خود ، على حذف المضاف و اقامة المضاف اليه مقامه . و « نفس » و « ذات » و « عين » و « شىء » يكى باشد ، و نفس شىء و عين و ذات او خود او باشد ، چنان كه اعشى گفت : يوما بأجود نائلا منه اذا نفس البخيل تجهّمت سؤالها اى البخيل . * ( وَإِلَى اللَّه الْمَصِيرُ ) * ، و بازگشت با خداست ، و مورد او مورد ( 5 ) وعيد و تهديد است .

--> ( 1 ) . مب : دستور باشد . ( 2 ) . مب ، مر : دستور باشد . ( 3 ) . آج ، لب : اصحاب . ( 4 ) . همه نسخه بدلها : و خداى . ( 5 ) . دب : بمورد .